مهمون داری و تفریح
ظهر جمعه مهمون داشتیم...دائی بهنام اینا به همراه محمد (نوه عمه) خانومش مریم و خواهر خانومش....جمعمون جمع بود شما حسابی با دخترشون سرگرم شدی.....یه دخمل 3 ساله...شب شام درست کردم همهگی رفتیم پارک پ و شما دوتا حسابی گرم سوار شدن اسباب بازی ها و بعدم بدمینتون توی چمن ها شدید... صبح شنبه اونا رفتن...شب یک ساعت و نیم دیرتر از همیشه خوابیدی، صبح به سختی بیدار شدی....زنگ ورزش داشتید سویشرت شلوار ورزشیتو تنت کردم رفتیم مدرسه.... عصر آکادمی، زبان داشتی... عالی جواب دادی....با وجودیکه این مدت درگیر مهمون بازی بودیم ولی از پسش بر اومدی فقط یه خورده خسته بودی واسه همین ورج و وورجت توی کلاس زیاد بود و خمیازه هات روبه راه...دکتر بعد از کلاس تستت کرد اونجا...
نویسنده :
آزاده
8:40



