دختر نازنینممممم :-*
از صبح مشغول تمیزکاری خونه و آشپزی بودم البته همراه با گوش دادن به موزیک هایی که دیشب دان کردم (حمید عسکری)وای که چه لذتی داره کار کردن همراه با موسیقی.... D: یادش بخیر نوجوون که بودیم با خاله جونا حتی اگه بنا بود دوتا کاسه بشقاب بشوریم با صدای بلند موزیک انجام میدادیم... آخیییی چقدر دلم واسه اون روزها تنگیددددددددد ))))))): خلاصه که داشتم میزتحریر و کتابخونه شمارو تمیز میکردم از خستگی نشستم روی صندلی کامی... گفتم تا فرصت هست هم استراحت کنم هم چند کلوم بنویسم.... دوشنبه صبح جلسه مادرا و مربیا بودش....قراره آخر هر ماه یه نشست برگزار کنیم و از شما صحبت کنیم و کمی کاستی و کم کاریهای مدرسه اگه بود......که خداروشکر از نظر من همه چی اوکیه و ...
نویسنده :
آزاده
13:47



