سفر 5 روزه
سه شنبه ظهر بعد از کلاس پیانو زدیم به جاده.....به سمت طبس.....شب رسیدیم.....هوا خوشبختان خوب بود....هر چند همه میگفتن گرمه ولی به نظر من خوب بود...بچه جونوب باشیو تحمل یه نموره گرمارو نداشته باشی؟؟؟ خداروشکر دنا جون خیلی آروم و خوب بود و روزگاری عادی رو سپری کرد.... و یه جورایی هزار ماشالله بهتر از زمانی که خونه خودمونیم چون کلی آدم جدید میدید و حسابی لذت میبرد و ذوق میکرد... و خوش اخلاق بود... از همینجا از خاله ملیح جون....دوست عزیزززززم تشکر ویژه دارم ...این مدت حسابی اذیتشون کردیم و هر روز یه گروهان بچه رو تو ماشین جا میدادم میرفتیم خونشون با زهرا جون و سما جون مشغول بازی میشدید...من و هانیه جون و خاله ملیحه هم که کم نمی آوردی...
نویسنده :
آزاده
15:42




