بارون
داره بارون میاد....شما رو بردم مهد و برگشتم....به عشق بارون چترت رو باز کردی تا داخل مهد... خدایا شکر....بارون رحمتت رو نازل کن...
یه سر رفتم پیش رامیلا.....الان یک هفته است مریضه... اسهال استفراغ...
10 روزی میشه که همدیگرو ندیدین...بخاطر اینکه طفلی مامانش هم راضی نیست که باهاش در تماس باشی... خداروشکر خوبی.......رامیلا که حسابی حوصله اش سر رفته.....
دختر خوب و مودبیه...
امیدوارم هیچ بچه ای مریض نشه... امروز که دیدمش خیلی ضعیف شده بود... همش سراغت رو میگرفت...
امروز کلاس موسیقی داری....دیشب یه مقدار فلوت و بلز تمرین کردیم.....نت فا روی فلوت رو هم باهات کار کردم. چون احتمالا هفته پیش که غایب بودیم بچه ها تمرین کرده بودن...
دوستت دارم عروسک...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بارون
