روزهای شاد و شنگولی ما دو تا......
بالاخره فرصت شد بیام پای سیستم و بنویسم... یک هفته ای میشه که عمه جون اینا مهمونمونن....خیلی خوشحالی و خوشحالیم... حسابی داره بهمون خوش میگذره با وجودشون... هر روز صبح تا شب یه جور برنامه میریزیم که هم تفریح کرده باشیم و هم به کارها و کلاسهامون رسیدگی کنیم... استخر رفتن جفتمون به راهه....ضمن اینکه بابا و عمو و پسرا هم واسه خودشون جدا گونه برنامه استخر میریزن... آکادمی هم که همچنان میری و میای....و بهترینی.....هم دکتر هم پشتیبان حسابی ازت راضی اند... تمام جلساتی که رفتی جایزه گرفتی...ولی واست سواله که چرا روی بورد عکست نیست...... دلت واسه کلاس موسیقی حسابی تنگه.....همچنان فرصت نشده که بریم و رد پیانو رو بگیریم....شاید قبل از اون بری...
نویسنده :
آزاده
17:09



